السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
754
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
هواداران يزيد به فرمان معاويه در حالى كه شمشير خود را در اطراف مىچرخاند به سخن آمده و گفت : اكنون امير مؤمنان اين ( معاويه ) است و اگر او مرد اين ( يزيد ) خليفه است ، و گر نه اين ( شمشير ) خليفه است ! يعنى با اشاره و كنايه به مردم تفهيم كرد كه اگر خلافت يزيد را نپذيرند با شمشير برّان با آنها مقابله خواهد شد ، مردم هم از ترس شمشير با يزيد بيعت كردند ، پس از مرگ معاويه نيز يزيد به مواليان خود دستور داد به ضرب زور از مردم براى او بيعت بگيرند ، بدنبال اين فرمان حاكم مدينه از امام حسين ( ع ) خواستار بيعت با يزيد شد ، امّا همانطور كه از آن امام همام انتظار مىرفت از بيعت با يزيد خوددارى فرمود و خانواده و ياران خود را جمع كرد و براى علنى كردن قيام و انقلاب خود به سوى مكّه رهسپار شد ، هدف آن حضرت از اين قيام ، تنها از ميان بردن يزيد نبود ، بلكه او مىخواست ريشهء ظلم و ستم حزب اموى را از بيخ بركند و بر ظلمت و تيرگى كه بر جهان اسلام سايه افكنده بود خاتمه بخشد ، بىترديد اين قيام در جهت مصالح اسلام و مسلمين بود ، امام حسين ( ع ) تصميم داشت چند روزى را در مكّه اقامت گزيند ، مردم به جايگاه والاى آن حضرت در نزد پيامبر ( ص ) و سابقهء درخشان وى در مكتب اسلام به خوبى آگاه بودند ، يزيد شرابخوار كه وجود امام را سدّ محكمى در برابر تثبيت حكومت خود مىديد ، صد مرد مسلّح را براى ترور امام حسين ( ع ) به مكّه فرستاد ، امام كه از توطئه يزيد آگاه شده بود ، از اقامت در مكّه منصرف گرديد و تصميم گرفت حجّ را نيمه تمام گذاشته و به سوى كوفه حركت كند ، تغيير تصميم آن حضرت به عواملى بستگى داشت : اولا : اگر امام حسين ( ع ) بر عليه يزيد و حكومت بنى اميّه اعلان جنگ مىداد ، هواداران حكومت در مكّه بسيار بودند و ممكن بود حادثهاى در مكّه اتفاق افتاد كه با حرمت خانهء خدا در تضادّ باشد و اين چنين جنگى در هر دو صورت فايدهاى نداشت ، چون اگر امام در مكّه پيروز مىشد ، تنها رسيدن يك سپاه كوچك از شام براى خاموش كردن شعلهء قيام كفايت مىكرد و اگر هم در اين جنگ شكست مىخورد ، بدون افشاى ماهيّت بنى اميّه شعله قيام خاموش مىشد . ثانيا : اگر امام حسين توسط عمّال يزيد در مكّه به قتل مىرسيد ، مردم هيچ بينشى نسبت به قيام آن حضرت نمىداشتند و خون امام حسين ( ع ) به هدر مىرفت . ثالثا : ابن زبير در مكّه سكونت داشت و خود را براى خلافت شايستهتر از امام